تبليغاتX
faradade

بهشتِ جهنمي

damned paradise


می سوخت سرای وحی، دیوار و درش


در پیش نگاه دختری حوری وش


سرگشته به مسلخ حیا، با رخ سرخ


از قسمت خویش شرم می کرد آتش


...


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/02/07ساعت 13:24  توسط آدم | 


بسرد مهری باد خزان نباید و هست

به فیض بخشی ابر بهار باید و نیست

چگونه لاف محبت زنی ! که از غم عشق


ترا چو لاله دلی داغدار باید و نیست!!

کجا به صحبت پاکان رسی ! که دیده ی تو


بسان شبنم گل اشکبار باید و نیست !!
 

رهی بشام جدایی چه طاقتی است مرا


که روز وصل دلم را قرار باید و نیست


...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/07/05ساعت 22:38  توسط آدم | 
 

 

تو را خبر ز دل بی قرار باید و نیست

 

غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست

 

اسیر گریه ی بی اختیار خویشتنم

 

فغان که در کف من اختیار باید و نیست

 

چو شام غم، دلم اندوهگین نباید و هست

 

چو صبحدم نفسم بی غبار باید و نیست

 

درون آتش از  آنم که آتشین گل من

 

تو را چو پاره دل در کنار باید و نیست

 

...

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1390/01/27ساعت 1:48  توسط آدم | 
 

 

امروز،

روز ۸ ماه رمضان المبارک بود

امروز

روز خوبی بود

امروز

روز آرومی بود

بعد از چند ماه پست خوبی نیست

اما واسه خالی نبودن عریضه بد نیست

با اینکه دیره

اما

هلول ماه رمضان مبارک

التماس دعا

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/05/28ساعت 23:3  توسط آدم | 

 

چه دعایی کنمت بهتر از این:

 

که خدا پنجره ی رو به اتاقت باشد

 

...

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/12/28ساعت 22:9  توسط آدم | 

 

 

امام علی (ع) در خطبه 127 نهج البلاغه با توصیه به رعایت اعتدال، بهترین مردم را نسبت به خود مردم معتدل دانسته و عاقبت افراطیون دو طرف را گمراهی و هلاكت می‌دانند و می‌فرمایند: "به زودى دودسته در باره من به هلاكت مى افتند: یكى محبّى كه در محبت افراط كند و افراطش او را به راه ناحق برد، و دیگرى دشمنى كه تجاوز از حد كند و دشمنى بى حدّش او را به غیر راه حق برد."

متن كامل این خطبه كه از سخنان آن حضرت خطاب به خوارج است و مضامین سودمندی برای امروز ما هم دارد، به شرح زیر است:

اگر به گمان خود جز این را قبول نكنید كه من اشتباه كردم و گمراه شدم، چرا همه امّت محمّد صلّى اللّه علیه وآله را به گمراهى من گمراه مى دانید، و آنان را به خطاى من مؤاخذه مى كنید و به گناه من تكفیر مى نمایید؟! شمشیرهایتان بر دوشتان قرار دارد، بر سالم و ناسالم فرود مى آورید، و گناهكار و بى گناه را با هم مخلوط مى كنید، و حال اینكه مى دانید پیامبر صلّى اللّه علیه وآله زناكار همسردار را سنگسار مى كرد سپس بر جنازه اش نماز مى خواند و ارثش را به اهلش مى سپرد، قاتل را مى كشت و ارثش را به زن و فرزندش مى داد، دست سارق را قطع مى كرد، و زناكار بى همسر را تازیانه مى زد، آن گاه قسمت هر دو را از غنیمت مى پرداخت و حق داشتند زنان مسلمان را به همسرى بگیرند، پیامبر صلّى اللّه علیه وآله گناهكاران را به خاطر گناهشان مؤاخذه مى كرد، و حق خدا را نسبت به آنان اجرا مى نمود، ولى سهم اسلامى آنان را از آنان منع نمى كرد، و نامشان را از دفتر مسلمانان حذف نمى نمود.

اما شما بدترین مردم هستید، و شیطان شما را به موارد كفر و طغیان انداخته، و به سرگردانى دچار كرده.

به زودى دودسته در باره من به هلاكت مى افتند: یكى محبّى كه در محبت افراط كند و افراطش او را به راه ناحق برد، و دیگرى دشمنى كه تجاوز از حد كند و دشمنى بى حدّش او را به غیر راه حق برد.

بهترین مردم در باره من مردم معتدل هستند، پس ملازم راه وسط باشید و با اكثریت همراه شوید، كه دست خدا بر سر جماعت است، و از تفرقه و جدایى بپرهیزید، كه یكسو شده از مردم بهره شیطان است، چنان كه گوسپند دورمانده از گله نصیب گرگ است. آگاه باشید كسى كه به این شعار (تفرقه) دعوت كند او را بكشید گر چه زیر عمامه من باشد. به آن دو نفر(ابوموسی و عمروعاص) حَكَمیت داده شد كه آنچه را قرآن زنده كرده زنده كنند، و آنچه را قرآن میرانده بمیرانند. احیاء قرآن در یكدلى همگان در عمل به آن است، و میراندن قرآن جدایى از اوست.
    
بنابراین اگر قرآن ما را به سوى آنان بكشاند از آنان پیروى مى كنیم، و اگر آنان را به سوى ما بكشد باید از ما پیروى كنند. پس اى بى ریشه ها شرّى براى شما نیاورده ام، و در كارتان فریبتان نداده ام، و شما را به اشتباه نینداخته ام، رأى خودتان به انتخاب دو نفر قرار گرفت، ما هم از آنان پیمان گرفتیم كه از حدود قرآن تجاوز نكنند، ولى هر دو گمراه شدند و حق را ترك كردند در حالى كه به حق بصیرت داشتند، مقتضاى طبعشان جور و ستم بود و به آن راه رفتند، در صورتى كه قبل از آنكه رأى به باطل بدهند و حكم ظالمانه نمایند با آنان شرط كردیم كه به عدالت حكم كنند و حق را منظور دارند.

 

سایت آیـــــــنــــــــــ.ده: پیش‌بینی امام‌علی ازسرنوشت افراطیون دوطرف

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/11/04ساعت 0:19  توسط آدم | 
 
 
 
 
آسان شده! 
 
 
علیرضا قزوه شاعر نامدار کشورمان در یادداشتی خواندنی به برخی افراطیون حمله کرده است.

در یادداشت علیرضا قزوه آمده است:

دیگر نمی خواهم شعرسیاسی بنویسم، تا برخی خبرگزاری ها و نشریات با اهداف مشخص خودشان از آن بهره برداری کنند.

من اصلا با خشونت و کشتار و بگیر و ببند موافق نبوده و نیستم .

از کلمه کهریزک همانقدر بدم می آید که از زندان های گوانتانامو و ابوقریب

نشسته ام که روزی عدالت مولاعلی(ع) اجرا شود .

اما انگار برخی نمی خواهند عدالت و آزادی اجرا شود و یا عده ای از ما بهتران نمی گذارند.آنهایی که کاتولیک تر از پاپ شده اند و صدایشان را از صدای ولیّ هم بلندتر می کنند!

از این سو عده ای با نام ولایت و ذوب شدن و از آن سو نیز گروهی با نام دموکراسی و اصلاحات هر کاری که دلشان بخواهد می کنند.

و خط نفاق را هم خودشان تعیین می کنند.

اینجوری اگر پیش برود همه ما منافقان بعدی خواهیم بود.

این را بعد از خواندن برخی نامه ها عرض می کنم که حتی شفقت های برخی شخصیتهای دلسوز را نیز برنتافته و آنان را نیز در خط نفاق برشمرده اند. به قول شاعری معلوم الحال به نام حافظ شیرازی:

چو پرده دار به شمشیر می زند همه را

کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند...

باید از دست برخی پرده داران به خدا پناه برد.ما را چه شده است که دلسوزی های برخی بزرگان و مراجع و دیگر مشفقان نظام را نیز برنمی تابیم؟

چقدر منافق خواندن مردم و تکفیر این و آن آسان شده است!

حتی اگر صد برابر خود آنها برای نظام زحمت کشیده باشی و خون دل خورده باشی، کافی ست تا یک آدم از گرد راه رسیده با چماقی از جنس ولایت تو را ناک اوت کند. من با صدای بلند می گویم که ولایت نیاز به چماق ندارد، آنهایی که به حمایت از ولایت در حماسه عاشورا به میدان آمدند به عشق امثال صاحب فلان روزنامه و رسانة تندرو نیامدند.

مرا بسیاری از شما می شناسید. من شاعر "مولا ویلا نداشت"، شاعر "از نخلستان تا خیابان"، شاعر "با کاروان نیزه" و شاعر "کجایند مردان بی ادعا" امروز هم بر این ادعایم که من پیش از این شاعر مردم رنج کشیده بودم و بعد از این هم با مردم خواهم بود.

معتقدم که اسلام آنقدر آزادی در دل خود دارد که نیازی به دموکراسی های غربی نیست.

معتقد نیستم که دولت فعلی دولت عدالت علوی ست، بلکه بر اساس خود اخبار هشت و نیم متصل به این دولت هنوز هم هزار گونه زد و بند در بانکها و سیستم های دیگر این دولت وجود دارد و باید این همه درست شود و هنوز کابینه دولت دهم خیلی مانده تا کابینه عدالت باشد. گرچه شاید این دولت از برخی جنبه ها از دولت های قبلی بهتر هم باشد.

معتقدم تحمل مسئولان دولت در پذیرش انتقاد باید بسیار بیش از این باشد.

به عنوان یک شاعر ایرانی که از زمان جنگ و پیش از قطعنامه در تمام صحنه های این انقلاب بوده ام و هماره در خط رهبری و ولایت حرکت کرده ام معتقدم که راه درست برون رفت از این بحران گذشت و فداکاری مسئولان رده بالای نظام است. همه مسئولند که به ایران اسلامی و مردم ایران فکر کنند تا ایران عراق و افغانستان دیگری نشود.

آنهایی که در بی تقوا و گمراه خواندن انسان های بزرگ این نظام کم نمی آورند مطمئن باشید که این شاعر را نیز بی نصیب از تهمت هایشان نخواهند گذاشت. اما به قول خودم:

و تهمت صله شعرهای من شد

دلتنگ نیستم

و کفی بالله شهیدا...

این ها که نوشتم نه توبه نامه است و نه تغییر موضع. که من هماره بر همین موضع بوده ام . اینها تنها بخشی از ناگفته های من در این روزگار پرفتنه است که می ترسیدم برخی از فتنه گران آن را چماقی کنند برای کوبیدن مظلومان. مقصد و مقصود من از سرودن این شعرها تنها ادای دین بود و بس. نه دلم می خواهد وزیر و وکیل شوم و نه دلم می خواهد بعد از این دیگر شعر سیاسی بنویسم. بس است هر چه گفتیم. نه دلم می خواهد مأمومی باشم که جلوتر از امام به سجده بروم و مثل برخی برای ایشان تعیین تکلیف کنم و نه دلم می خواهد با فیگورهای شاعرانه و روشنفکرانه قهرمان بازی در آورم. این حکایت درد دل من است برای همان تعداد آدم هایی که وبلاگ مرا می خوانند و مرا می شناسند. دلم می خواهد ایران اسلامی سربلند باشد و جهانیان این گونه به ما نگاه نکنند که حالا فرزندان امام به جان هم افتاده اند. چون بنا بود سیاست ما عین دیانت ما باشد و فعلا که اینگونه نیست.تمام آنچه نوشتم این روزها نیز در راستای همین هدف بود شاید نیز در جاهایی تند رفتم و شاید نیز در جاهایی اشتباه کرده باشم اما هدفم تنها نشتر زدن به برخی در جهت حفظ آرامش و حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی و امام خمینی بود و هست. هر کسی هر تفسیری از این نوشته کند دیدگاه اوست و آزاد است اما حرف من همین است که گفتم و نیاز به تفسیر بیشتر ندارد.

و حرف آخر آن که: کاری کنیم که این شبها راحت سر بر بالش بگذاریم و فردای دیگر نیز خاک دستش را به مهربانی بر زیر سر ما بگذارد و بگوید آرام بخواب که خواب مظلومی را نیاشفته ای.

و حرف آخر آن که: آی آدم هایی که به نام حفظ دین پیامبر اعظم به جان هم افتاده اید، کجای رفتارهای دو طرف ماجرا شبیه شریعت رحمانی پیامبر اعظم(ص) و مولاعلی(ع) ست؟

ای کاش به جای این موج سواری ها و این بگوها و مگوها و این زد و خوردها همه مان یک بار دیگر به دقت نامه امام علی(ع) به مالک اشتر را می خواندیم.

و حرف آخر آن که:

بیا دوباره به نهج البلاغه برگردیم.
 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/10/20ساعت 12:9  توسط آدم | 

خون ِبرانداز

«إیاک و الدماء و سفکها بغیر حلها فإنه لیس شی‏ء أدعى لنقمة و لا أعظم لتبعة و لا أحرى بزوال نعمة و انقطاع مدة من سفک الدماء بغیر حقها... فلا تقوین سلطانک بسفک دم حرام فإن ذلک مما یضعفه و یوهنه بل یزیله و ینقله» (بخشی از نامه‌ی53 نهج‌البلاغة، معروف به عهدنامه‌ی مالک اشتر)

اگر این کلمات منسوب به مولا علی(ع) را بیش از بیان چند واقعیت عادی تجربی دانسته و آن را ناظر به نظامات خفیه‌ی اراده‌ی خداوند و بیان سنت‌های الهی، تلقی کنیم خواهیم فهمید که حکومت حتی اگر حاکم‌ش منصوب مستقیم امام معصوم هم باشد، اگر بخواهد باقی بماند و متمتع از مدت شود، باید از خون حرام، اجتناب نماید. چرا که طبق مضمون این عبارات، هیچ چیز به اندازه‌ی خون ناحق، موجب «انقطاع مدت» نمی‌شود.

بر این اساس، خون حرام، نه تنها افزون‌گر قوام حُکم و دوام مُلک نمی‌باشد بلکه امام(ع) حسب این نقل، حاکم منصوب خود را از تقویت حکومت، با ریختن خون حرام، نهی می‌کند چرا که خون حرام، موجب ضعف و سستی آن می‌گردد. تعبیر «یزیله» نیز روشن است و بر اساس آن، می‌توان به خون حرام، به عنوان یک «برانداز» نگریست!

لذا اگر کسانی، از حکومتی، مکرراً خون‌ریزی حرام دیدند شایسته است به‌هوش باشند و آماده، چرا که به خواست آن‌که لایمکن الفرار من حکومته، برنامه‌ی سقوط آن حاکم، کلید خورده است.

تبصره: سنت‌های الهی، براساس «واقعیات» عمل می‌کند و نه «تبلیغات». خون حرام، اثر خود را ولو به‌تدریج می‌گذارد چه خون‌ریز بخواهد و چه نخواهد و چه اصل وجودش را منکر شود و چه مسؤولیت آن را بر عهده‌ی کسانی دیگر بنشاند.

http://www.313amir.ir/1388

 

یاحق

...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/10/15ساعت 23:52  توسط آدم | 

 

 

 

 

نوح کو تا که بیاید نگرد طوفان را

 

به کنار لب خشک تو شده ساحل من

 

...

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/10/03ساعت 22:57  توسط آدم | 

 

 

 

حالی درون پرده بسی فتنه میرود

 

تا آن زمان که پرده برافتد چه ها کنند

 

!!!

 

...

 

 

ولادت با سعادت نگین درخشان امامت و ولایت بر همه منتظران مبارک و خاری بر چشم دشمنان باد

...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/19ساعت 2:29  توسط آدم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره بهشتِ جهنّمي
بهشت جهنمی حکایت مردمانیست که در این گذرگاه حقیقت را در شکم پر
می جویند ...

فريادهاي گذشته آدم
اردیبهشت 1391
مهر 1390
فروردین 1390
مرداد 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
شهریور 1385
آرشيو
خانه بهشتيان
اصحاب کهف
اوی من
شاهدخت سرزمین ابدیت
خوابی در هیاهو
بی فایده است زخم را لیسیدن و دم نزدن
شب های روشن
دچار باید بود...
شب تولد من
شب های تنهایی من
سرّ سپيدار
نقش تو
فقط خودم و خودم
بچه شیطون
خوابی که از سرت پرید من بودم
مرگ برگ
سروش نامه
پيشگويان بزرگ و جهان در محاصره ارواح
هويت گم شده
4=2×2
زنده باد عشق هرچندکه نابودم کرد
پاس دقایق
ياس ، گلي از آسمان
دل نوشت
پاپیون بلاگ
کوچولوی شیطون ( Silver Boy )
.:: زيبا كلام ::.
سنت پیامبر
آیینه
.:.هستی.:.
آینه عبرت
هواداران سامي صهيون
آشنایی نه غریب
او
به احترام دیدن لحظه ای سکوت باید
هیچ وقت جل را بیهوده کثیف نکن
نرمه های نور
خرابه
نسل من (دوزخیان)
یا ابا صالح المهدی
نفس های آخر ...
کلبه تنهایی
می خواهم بگویمت


...پایان،مرگ،شروع...