تبليغاتX
faradade

بهشتِ جهنمي

damned paradise
 

۲ سال گذشت.

۲ سال به اندازه یک عمر!

۲ سال گذشت، انگار ۲۰ سال گذرانده‌ام.

تجربه ۲۰ سال را ۲ ساله به دست آوردن، غنيمت است.

تعداد موهاي سفيدم در اين ۲ سال بيش از هميشه زياد شد.

سال اول به خوشي و بي‌خبري گذشت و سال دوم تاوان اشتباهات سال اول داده شد.

اما، مي‌خواهم فرق كنم.

نمي‌خواهم اشتباهاتم من را زمين بزنند!

مي‌خواهم در سال جديد بهترين باشم. مي‌خواهم در سال جديد اول باشم.

مي‌خواهم سال جديد، بهترين سال، در ۲۱ سال عمرم باشد و شروع يك زندگي جديد!

زندگيي متفاوت با هرچه تا به حال بوده‌ام.

تا به حال لذت اين را نچشيده‌ام كه خودم باشم.

اما مي‌خواهم خودم باشم و از تمام توانم استفاده كنم تا بهترين باشم.

آرزو مي‌كنم كه همه شما هم از تمام توانتان استفاده كنيد تا بهترين باشيد.

يادآور مي‌شوم كه وقت نداريم براي تلف كردن.

پس تا جايي كه مي‌توانيد،‌ زندگي كنيد.

سال خوبي را براي همه شما آرزومندم.

سالي سرشار از موفقيت و توام با تفكر و تعقل و تامل در محيط پيرامونتان و نهايت استفاده از زندگي!

بشتابيد كه وقت كم است.

موفق باشيد

...

 

لینک دانلود موسیقی این پست

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/27ساعت 17:11  توسط آدم | 
 

دو سه روز مانده به آغاز سال جدید

سالي سرشار از ابهام

سالي پُر از آزادي در قفس

مي‌خواهم تنهاترين سالَم را آغاز كنم

سالي سرشار از بي كسي

سالي در پيش رو دارم

مملو از تنهايي!

اشتباهم كجا بود؟

صداقت نداشتم؟ حقيقت را نمي‌گفتم؟

دروغ مي‌گفتم؟ تهمت مي‌زدم؟

بدزبان بودم؟

؟؟؟؟؟؟؟

در چه امتحاني قرارگرفته‌ام؟ آيا امتحان است يا كفاره؟

كفاره چه چيزي؟‌كفاره چه جرمي؟

آيا جزايي بالاتر از قصاص نفس هم داريم؟

پس، چرا من بايد شكنجه بشوم؟

اين با كدامين عدالت همخواني دارد؟

جرم من جز اين بود كه قلبم را در صداقت كامل در گرو عشقي گذاشتم؟

يك معامله! معامله‌اي يك طرفه!

اي خريدار! تو مجرم محسوب شدي! به جرم عاشق شدن!

حكم: يك عمر بي عشقي با اعمال شاقه! قلبت هم مصادره مي‌شود.

ختم جلسه اعلام مي‌شود.

...

 

+ نوشته شده در  جمعه 1384/12/26ساعت 1:24  توسط آدم | 

 

 

خدایا! روا مدار که گدا معتبر شود

چون معتبر شود زخدا بی‌خبر شود

...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/12/22ساعت 1:12  توسط آدم | 
 

 

چشمانت را بازکن!

خوب به اطرافت نگاه كن!

هيچي سرجاي خودش نيست!

همه مشغول كاره ديگري هستند !

اينجا در بخاري‌هاشان چوب تر مي‌سوزانند!

انگار چوب تر، بهتر مي‌سوزد!

...

 

+ نوشته شده در  جمعه 1384/12/12ساعت 21:16  توسط آدم | 

 

 

 

 آنگاه كه حريم ها شكسته شد،

 شيطان بود كه دست تحسين بر پشتم زد

 و ملائک چه آشفته نگاهم می کردند.

 اي واي بر من كه چه ارزان فروختم امانت دل را به عشوه‌اي ...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/12/08ساعت 1:43  توسط آدم | 

 

 

خیلی خسته‌ام

خیلی!!

...

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/12/02ساعت 16:8  توسط آدم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره بهشتِ جهنّمي
بهشت جهنمی حکایت مردمانیست که در این گذرگاه حقیقت را در شکم پر
می جویند ...

فريادهاي گذشته آدم
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
خانه بهشتيان
اصحاب کهف
اوی من
شاهدخت سرزمین ابدیت
خوابی در هیاهو
بی فایده است زخم را لیسیدن و دم نزدن
شب های روشن
دچار باید بود...
شب تولد من
شب های تنهایی من
سرّ سپيدار
نقش تو
فقط خودم و خودم
بچه شیطون
خوابی که از سرت پرید من بودم
مرگ برگ
سروش نامه
پيشگويان بزرگ و جهان در محاصره ارواح
هويت گم شده
4=2×2
زنده باد عشق هرچندکه نابودم کرد
پاس دقایق
ياس ، گلي از آسمان
دل نوشت
پاپیون بلاگ
کوچولوی شیطون ( Silver Boy )
.:: زيبا كلام ::.
سنت پیامبر
آیینه
.:.هستی.:.
آینه عبرت
هواداران سامي صهيون
آشنایی نه غریب
او
به احترام دیدن لحظه ای سکوت باید
هیچ وقت جل را بیهوده کثیف نکن
نرمه های نور
خرابه
نسل من (دوزخیان)
یا ابا صالح المهدی
نفس های آخر ...
کلبه تنهایی
می خواهم بگویمت


...پایان،مرگ،شروع...