تبليغاتX
faradade

بهشتِ جهنمي

damned paradise

 

 

سلام به همه

عید همتون مبارک

می خواستم امروز یه مطلبی رو  بنویسم.

می خواستم بگم امروز با اینکه عید هست، اما بعضی ها ممکنه عزادار باشن.

امروز یکی از بهترین و عزیزترین کسانم، مادربزرگش رو از دست داد.

کسی که من خیلی بهش ارادت دارم و دوسش دارم، روز عید رو، عزادار بود.

همینجا از طرف خودم به ایشون و خانواده محترمشون تسلیت می گم و می خوام که من رو هم تو غم خودش شریک بدونه.

برای ایشون و خانواده محترمشون از خدا طلب صبر جمیل می کنم و امیدوارم که ایشون رو با تمام سختی هایی که تا به امروز کشیدن و من کاملا مطلع هستم، به حق همین روز عزیز، در شادی و خوشی ببینم.

امیدوارم امروز،این روز مبارک و پربرکت، روز شروع شادی و برکت باشه برای این دوست عزیزم و خاک اون مرحومه بقای عمر با عزت ایشون و خانواده محترمشون باشه.

امیدوارم مادربزرگ ایشون هم روحشون شاد باشه و براشون از خدا طلب آمرزش و مغفرت می کنم.

روحش شاد

 

یا حق

...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/10/18ساعت 14:51  توسط آدم | 
 

...

خداوند از شدت حضورش، مخفیست!

یعنی خداوند اونقدر هست که گویی نیست!

اونقدر حضور داره که انگار غایبه!

اصلا غیبتش به دلیل شدت ظهورشه!

میگن خدا، مثل یه صداست که از اول آفرینش با یه حالت پیوسته در هستی نواخته میشه.

چنین صدایی تا قطع نشه، کسی نمی تونه اون رو بشنوه!

در واقع دائمی بودن صدا مانع از شنیدنش میشه!

...

بر گرفته شده از کتاب

"چند روایت معتبر"

 

ممنونم از کسی که این کتاب رو به من هدیه کرد

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/16ساعت 2:27  توسط آدم | 
  

                                                           

میشه از عشق تو گفت

میشه با ستاره های چشم تو

                       مغرب نو،

                       مشرق نو

                                    برپا کرد

میشه از برق نگات خورشید و خاکستر کرد

میشه از گندمی های سرزلفت یه عالم شعر نوشت

آره

از عشق تو دیوونگی هم عالمیه

آره از عشق تو مُردن داره،

                               آره...

میشه از عشق تو مرد و دیگه از دست همه راحت شد

میشه از عشق تو مرد و دیگه از دست تو هم راحت شد.

آره از عشق تو دیوونگی هم عالمیه

اگر از عشق میشه قصه نوشت

میشه از عشق تو گفت

میشه از عشق تو مرد و دیگه از دست همه راحت شد

میشه از عشق تو مرد و دیگه از دست تو هم راحت شد

آره

از عشق تو دیوونگی هم عالمیه

آره از عشق تو مُردن داره

...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/10ساعت 20:30  توسط آدم | 

 

 

هر کسی را دیدم می گفت،

هر آمدنی یک رفتنی هم دارد

اما

کسی نگفت

هر رفتنی یک آمدنی هم دارد!

من

آمدم

...

 

 

 

چقدر سخته که آدم از اون چیزی که بهش دلبستگی داره دور بیافته.این مدت که نبودم خیلی سخت گذشت و حالا احساس می کنم که دوباره متولد شدم.

چه جالب میشه که آدم در روز تولدش، اینطور احساس متولد شدن بهش دست بده. به نظر من که بهترین کادو برای منه. با اینکه افراد زیادی روز تولدم رو تبریک نگفتن و کادویی هم ردوبدل نشد، اما شاید این بهترین تولد عمرم بوده باشه، چون دوباره به جمع دوستان شناس و ناشناسم برگشتم.

کلی از روزا بود و اتفاقات افتاد که خواستم بابتشون مطلب بنویسم، اما نشد که بنویسم؛ تا به امروز و در واقع امشب که اومدم در آغوش گرم دوستانم.دوستانی که از همین جا گرمای وجودشون رو احساس می کنم.

پس

بعد از هر رفتنی آمدنی هم هست

به امید روزهای آمدنی

یا حق

...

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/02ساعت 23:47  توسط آدم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره بهشتِ جهنّمي
بهشت جهنمی حکایت مردمانیست که در این گذرگاه حقیقت را در شکم پر
می جویند ...

فريادهاي گذشته آدم
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
خانه بهشتيان
اصحاب کهف
اوی من
شاهدخت سرزمین ابدیت
خوابی در هیاهو
بی فایده است زخم را لیسیدن و دم نزدن
شب های روشن
دچار باید بود...
شب تولد من
شب های تنهایی من
سرّ سپيدار
نقش تو
فقط خودم و خودم
بچه شیطون
خوابی که از سرت پرید من بودم
مرگ برگ
سروش نامه
پيشگويان بزرگ و جهان در محاصره ارواح
هويت گم شده
4=2×2
زنده باد عشق هرچندکه نابودم کرد
پاس دقایق
ياس ، گلي از آسمان
دل نوشت
پاپیون بلاگ
کوچولوی شیطون ( Silver Boy )
.:: زيبا كلام ::.
سنت پیامبر
آیینه
.:.هستی.:.
آینه عبرت
هواداران سامي صهيون
آشنایی نه غریب
او
به احترام دیدن لحظه ای سکوت باید
هیچ وقت جل را بیهوده کثیف نکن
نرمه های نور
خرابه
نسل من (دوزخیان)
یا ابا صالح المهدی
نفس های آخر ...
کلبه تنهایی
می خواهم بگویمت


...پایان،مرگ،شروع...