
میشه از عشق تو گفت
میشه با ستاره های چشم تو
مغرب نو،
مشرق نو
برپا کرد
میشه از برق نگات خورشید و خاکستر کرد
میشه از گندمی های سرزلفت یه عالم شعر نوشت
آره
از عشق تو دیوونگی هم عالمیه
آره از عشق تو مُردن داره،
آره...
میشه از عشق تو مرد و دیگه از دست همه راحت شد
میشه از عشق تو مرد و دیگه از دست تو هم راحت شد.
آره از عشق تو دیوونگی هم عالمیه
اگر از عشق میشه قصه نوشت
میشه از عشق تو گفت
میشه از عشق تو مرد و دیگه از دست همه راحت شد
میشه از عشق تو مرد و دیگه از دست تو هم راحت شد
آره
از عشق تو دیوونگی هم عالمیه
آره از عشق تو مُردن داره
...
