
- تلفن زنگ می خوره
- من از دور می شنوم
- یکی گوشی رو برمی داره و جواب می ده
- بله، بفرمایید
- بله بله
- خوبی؟ چه خبر؟
- اِ! کِی؟
- خدا رحمتش کنه!!!!
...
اولین باری که باهاش آشنا شدم چیزی ازش نمی دونستم، معنیش برام مساوی بود با نبودن کسی برای همیشه.
اولین بار اون رو پسر دایی مامانم به من معرفیش کرد.خیلی کوچیک بودم. با رفتنش بهم گفت مرگ یعنی نبودن!! شاید یه تعریف کودکانه بود برام.
بعد کم کم بزرگ شدم. افراد زیادی بهم گفتن معنی مرگ یعنی چی؟!
اول عمه پدرم. بعد پسر عمه ام. بعد دوتا از شوهر عمه هام. بعد یکی از دوستام. پدر دوستم. همه اینا می خواستن بگن مرگ چیه، اما تا اومدن بگن سکوت بود و سکوت.
اون از فامیلا. از این طرفم دوستای مامانم، مادر دوست مامانم، دوست پدرم. هیچ کدوم وقت نشد بگن مرگ یعنی چی!
این اواخر خیلی می بینمش.
نمی دونم چرا انقدر احساسش می کنم. قبلاَ این طور نبودم. اما الان وقتی اسمش میاد، قلبم شروع به تپش می کنه، مو به تن راست می شه، دست و پام رو گم می کنم، آب دهنم به سختی میره پایین.
گاهی اوقات احساس می کنم عزرائیل از دور برام لحظه شماری می کنه.این اواخر هم کلی اعلامیه ترحیم چاپ کردیم. هر اعلامیه وقتی از دستگاه میاد بیرون انگار میگه وقت نداری، وقت نداری، وقت نداری ...
زیاد فکر می کنم که روز آخر چه روزیه!؟ چه جوریه؟! اون موقع چند سالم باید باشه؟! چه جوری قراره برم؟! کی برام فاتحه می خونه؟! کی برام لعنت می فرسته؟! کی گریه می کنه؟! کی می خنده؟!
میگن وقتی کسی میمیره اول نمی دونه مرده، اول که حواسش نیست، بعد فکر می کنه خوابه و بعد تازه حواسش میاد سره جاش!!
چه قدر نزدیکه! چه قدرهست ولی دیده نمیشه! یاد اون پُست " وخدا بود و دیگر هیچ .. " افتادم.
"خداوند از شدت حضورش، مخفیست!
یعنی خداوند اونقدر هست که گویی نیست!
...
میگن خدا، مثل یه صداست که از اول آفرینش با یه حالت پیوسته در هستی نواخته میشه.
چنین صدایی تا قطع نشه، کسی نمی تونه اون رو بشنوه!"
ای وای ...
...
موسیقی: غمِ دل - اوهام
لینک دانلود موسیقی این پست