چه سریع گذشت، یک سال!
البته قَمَری ولی به هرحال گذشت، بعضی موقع ها یه چیزایی حتی خیلی کوچیک و ناچیز
توی دل خودشون یه دنیایی از لحظات و تاریخ رو جای دادن و مثله کلیدی برای خاطرات
و لحظه های خوب و بد گذشته می مونن؛
این شعر هم برای من کلیدی برای مرور یک سال گذشته همین موقع است ...
امشب انگار که مستی نتوانم یارب
دل دراین سینه ندارم نگرانم یارب
سخت دلواپس این منزل سختم، نکند
باز از این قافله من جای بمانم یارب
قدر این قدر بلند است تو خود می دانی
ترسم این یک شبه را قدر ندانم یارب
...
التماس دعا
...